تبليغاتX
فریادی در سکوت
بیاییم امروز به خود نزدیک تر شویم, تعجب مکن مگر,چقدر میتوانیم خود را فریب دهیم؟

 در کناره های دوزخ خانه بسازیم و خود را در بهشت ببینیم؟!


هر روز در امواج قهقهه دست و پا بزنیم و ریا کارانه اشک ها را مدح کنیم!


رودها را مچاله کنیم و در سطل زباله بریزیم و بعد با دریا دست بدهیم!


جنگل ها را بشکنیم و به همه بگوییم سبز باشیم.

+ نوشته شده توسط حجت بختیاری در دوم آبان 1388 و ساعت 15:10 |
تكرار كنيم نامشان را

جايي نديدم كه ليستي از زندانيان حوادث اخير را منتشر كرده باشد. لازم است كه سريعا اين كار را شروع كنيم. ليستها را با هم ادغام كنيم و نامها را فراموش نكنيم. براي شروع كار سعي كردم نامهايي را جمع كنم كه به نوعي فعال سياسي يا فرهنگي و حقوق‌بشري بوده‌اند..مي‌دانم كه ليست ناقص است. گفته مي‌شود هزاران نفر دستگير شده‌اند و آنها كه از مردم عادي‌اند وضعيت بدتري دارند.براي تهيه اين ليست هم از ليست سايت نوروز كه نزديك به جبهه مشاركت است استفاده كردم و هم از اطلاعيه‌هاي انجمن دفاع از حقوق زندانيان كه به نظرم موثق‌ترين منبع براي امور زندانيان است .و البته اگر اسامي جديدتري ديدم بر آن خواهم افزود.

جبهه مشارکت
محسن ميردامادي، عبدالله رمضان زاده،سيدمصطفي تاج زاده، سعيد حجاريان ، مهندس محسن صفايي فراهاني ، محسن امين زاده ، علي تاجرنيا ، سعيد شيرکوند ، شهاب الدين طباطبايي ، علي اصغر خداياري ، داوود سليماني ،عباس کوشا ، رمضان پور ، سعيد نورمحمدي ، حمزه غالبي ، رضا همايي ،زويا حسني، سعيده کردي نژاد ،حسين موسوي


سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي
بهزاد نبوي ، مجيد نيري، حجت اسماعيلي، محسن باستاني، مهرداد بال‌افکن، فيض الله عرب سرخي، محمد جواد امام، ، صادق نوروزي، امير حسين مهدوي

نهضت آزادي
محمد توسلي،غفار فرزدي، مجيد جابري، رحمت الله اميري، روح الله رحيم‌پور، امير حسن جهاني، علي اشرف سلطاني آذر، رحيم ياوري، محمد رضا احمدي نيا، احمد افجه‌اي، مهندس عماد بهاور، مجتبي خندان، سعيد زراعت کار، روح‌الله شفيعي ،علي مهرداد،رضا ارجيني، منصور وفا، باقر فتحعلي‌بيگي، جلال بهرامي، صادق رسولي، و احد رضايي، محسن حکيمي ، محمد باقر علوي ،

ملي- مذهبي‌ها
كيوان صميمي بهبهاني، عبدالرضا تاجيك، هادي احتظاظي، احمد زيدآبادي

کارگزاران
محمد عطريانفر، جهانبخش خانجاني، علي محقر و هدايت‌لله آقايي ، روشنك سياسي ، آيدا مصباحي

جبهه ملي
کورش زعيم، پيمان عارف،

حزب همبستگي
عباس ميرزا ابوطالب

روزنامه‌نگاران
محمد قوچاني، مازيار بهاري، ژيلا بني‌يعقوب، مجتبا پورمحسن، بهمن احمدي امويي، مهسا امرآبادي و سعيد ليلاز، بهزاد باشو، سيد خليل ميراشرفي، روح اله شهسوار، ماشالله حيدر زاده، حميده ماحوزي، امان الله شجاعي، حسين شکوهي ،عيسي سحرخيز، مجيد سعيدي

فعالان حقوق بشر
عبدالفتاح سلطاني، شيوا نظرآهاري ، عليرضا هاشم، محمدعلي دادخواه، سميه توحيدلو

مجمع روحانيون مبارز
محمد علي ابطحي

اعتماد ملي
هنگامه شهيدي

اعضاي ستادها
موسي ساکت ، مريم عامري ،فرناز کمالي ، سيامند غياثي ، محمد جعفري ،مرتضي خاني ، باقر اسکويي ، محمدرضا جلايي‌پور، احسان باکري، علي وفقي، حمزه غالبي، سعيد نيکخواه، همايي، فتاحي، ذاکري، هانيه يوسفيان ، روح‌الله شهسوار ، محسن روزبهان ،هاشم خواستار، کاوه ثروتي ، حسین تاجیک

ادوار تحكيم وحدت
عبدالله مومني، حامد ايران‌شاهی


دانشجویان دانشگاه بوعلی

امين نظري، سياوش حاتم، پوريا شريفيان، مهدي مسافر، رضا جعفريان، حجت بختياري، مصطفي مهدي‌زاده، اميد سهرابي، وحيد اميريان، فضل‌اله جوکار


دانشجويان
حميد چوبينه و عليرضا عاشوري،عليرضا کياني، ميلاد حسيني کشتان، علي نظري، سياوش صفوي، اشکان ذهابيان، علي دنياري، رحمان يعقوبي، مازيار يزداني، علي عباسي و شوانه مريخي ، پيام حيدر قزويني ، نسيم رياحي، مجتبي رحيمي ، عطا رشيدي ، وحيد عزيزيان، مهدي ترکمان، نسترن خدارحمي، علي احمدي، مصعب ابراهيمي، سعيد پرويزي، بهاره حسيني، حديث زماني، ناهيد سياه‌وند و خانم ايماني ،ضياءالدين نبوي ، عليرضا خوشبخت و زهرا توحيدي ،سهراب احديان، رضا ارکوازي، کريم امامي، محمد حسين امامي، الهه ايمانيان، روح الله باقري، فرهاد بينازاده، ايمان پورطهماسب، عزت تربتي، ياسر جعفري، محمدرضا حدآبادي، سيد جواد حسيني، فرشيد حيدري، بهنام خدابنده‌لو، محمد خوانساري، محمد داوديان، محمود دلبري، علي راعي، اميد رضايي، علي رفاهي، سيف‌الله رمضاني، ابراهيم زاهديان، ناصر زماني، مجيد سپهوند، حنيف سليمي، محمد باقر شعبان‌پور، حامد شيخ عليشاهي، ايمان شيدايي، فرهاد شيراحمد، سامان صاحب‌جلالي، فرحان صادق‌پور، فرشاد طاهري، غمديده، حمزه فراتي‌راد، اسماعيل قرباني، محمد کريمي و عرفان محمدي ، محسن آزموده، پيام پوررنگ، مرتضي جانبازي و حاجي‌پور ، منصور موسوي، وحيد صرفي، حميد متولي‌زاده، سامان کامکار، مرتضي رزم‌خواه، نيما رحيمي، محمدرضا حرآبادي، سينا چگيني، حسام کمانگر، سياوش غلامي، خليل کرمي، مسلم صالحي، سامان صاحب‌جلال، حامد روشني، محمدرضا خداوردی، ميلاد چگيني، مصطفی آهوخٌش، سعید شجاعی زاده، خسرو موسی وند

فعالان سياسي در شهرستان‌ها
جليل شربيانلو، رحيم جابري، عباس پور ازهري، لعيا فرزادي، خانم شبتي، خانم شاملو، دکتر غفارزاده، دکتر سلطاني آزاد، دکتر پناهي، دکتر سيف‌لو، دکتر دادي زاده، مهدي ياربهرامي، منصور غفاري، حجت الله اميري، امير حسين جهاني، يعقوب‌زاده، و مهدي خدادادي پيام حيدر قزويني، نسيم رياحي، مجتبي رجبي، عطا رشيدي ،عبدالمجيد معاديخواه، مهدي عبايي، امير اقتنايي، سعيدالله بداشتي، حسين مجاهد، حميد لطفي، مهديه مينوي، مجتبي شايسته، فرهاد نصرالله‌پور، رضا لطفي

و بياد داشته‌ باشيم هزاران نفر را كه مظلومانه حتي نامشان برايمان آشنا نيست.

 کمیته انضباطی  دانشگاه بو علی، در اقدامی بی سابقه، 11 دانشجوی این دانشگاه را در مجموع به 21 ترم تعلیق محکوم کرد:

 سیاوش حاتم، پوریا شریفیان، حجت بختیاری، رضا جعفریان، مهدی مسافر، علی رضایی، فرید زندی، کیانوش رضایی، مهدی حکیمی، مصطفی مهدی زاده هر یک با دو ترم تعلیق و وحید امیری با 1 ترم تعلیق، دانشجویان محکوم شده هستند.
 




 

+ نوشته شده توسط حجت بختیاری در هفتم شهریور 1388 و ساعت 16:41 |

با گذشت يكصد سال از انقلاب مشروطيت و سي سال از انقلاب اسلامي، ملت بزرگ ايران بيش از هر زماني شايسته برخورداري از نظكروبيام جامع حقوق شهروندي است.

شعار اساسي و محوري انقلاب مشروطيت 100 سال پيش رخ داد، «قانون» بود پدران ما متوجه اين نكته بديهي و روشن شده بودند كه بدون حاكميت قانون و داشتن قوانين و مقرراتي متناسب با نيازها و تحولات اجتماعي، امكان تحقق رشد و رفاه و آسايش در جامعه متصور نيست، از اين‌رو براي زائل كردن خودسري‌ها و تهديد حقوق آحاد مردم و دولت قيام كردند و بناي مشروطيت را برقرار ساختند، اما به دلايل متعدد اين بنا قوام و استحكام كافي نيافت و در طي يك قرن بعد از اين انقلاب باز هم شاهد خودسري‌ها و بي‌قانوني‌ها و نيز قوانين غيرمتناسب با شرايط بوده‌ايم و پنج دهه فعاليت سياسي و اجتماعي مستقيم من نيز كه نيمي از اين دوره 100 ساله را شامل مي‌شود اين تجربه را نشان داده كه هرگاه از مدار قانون خارج شده‌ايم و اهتمامي جدي براي تدوين قوانين متناسب با روح زمانه نداشته‌ايم، مشكلات جامعه بيش از پيش شده است و اين واقعيت روشن است كه يكي از اهداف اصلي اصلاحات همين خواست بود، ولي آنچه مايه تاسف است اينكه طي چند سال اخير به نحو غيرقابل تصوري از اين مسير بازگشت كرده‌ايم و جريان امور از مجراي رعايت قانون خارج شده است. به‌طوري كه حتي فرياد قانونگذاران و نمايندگان مجلس را هم درآورده است. نمونه روشن آن نحوه هزينه يا اتلاف بودجه ملت بود و نمونه‌هاي ديگر هم فراوان است. همچنين طي اين سال‌ها روح قانون‌گرايي به شدت خدشه‌دار شده است. قانون و حاكميت آن براي خشنودي و بسط آزادي‌هاي مردم و برقراري روابط عادلانه و مشفقانه ميان آنهاست و تعبير سلطه‌گرانه و افزايش محدوديت‌ها و نظارت‌ها بر رفتار فردي و اجتماعي از آن ظلم مضاعفي است كه طي چند سال اخير بر قانون و قانون‌گرايي رفته است. اينجانب در اين بيانيه سومين قسمت از برنامه خود با عنوان «احيا و بسط حقوق شهروندي» را به مردم عزيز تقديم مي‌كنم، باشد كه راهنماي عمل سياسي و مديريتي ما باشد.

تحقق اين شعار بيش از هر چيز مستلزم حاكميت قانون است. بهترين قوانين هم اگر اجرا نشوند چيزي بيش از جملات بي‌روح و بي‌محتوا نخواهند بود. حاكميت قانون مستلزم آن است كه هيچ اراده‌اي فوق قانون رسميت نداشته باشد و همه در برابر آن خاضع باشند. تفكيك و استقلال قوا يكي از شرايط لازم تحقق اين شعار است، به ويژه استقلال دستگاه قضايي و قاضي، ركن ركين آن است. اما حاكميت قانون فقط آن نيست كه مردم مجبور به اطاعت از قانون و حكومت باشند بلكه حكومت‌كنندگان بيش از مردم ملزم به رعايت قانون و اطاعت از آن هستند، همانطور كه حكومت با قدرت خود مي‌تواند جلوي تخطي از قانون را بگيرد، مردم نيز بايد بتوانند با اقتدار خود از خلال آزادي‌هاي بيان، احزاب و اجتماعات و تشكيل نهادهاي مدني و ... مانع از خودسري‌هاي حكومت‌كنندگان شوند.

بنابراين سياست محوري اينجانب دفاع از حاكميت قانون و برابري مردم و مسوولان در برابر اين سياست است و نمي‌پذيرم كه قانون فقط براي رعايت مردم و نه مسوولين باشد و نيز حمايت از تمامي الزامات پيش‌گفته آن را ضروري مي‌دانم. متاسفانه طي سال‌هاي گذشته از حيث حاكميت قانون روند رو به رشد نداشته‌ايم و هر روز بيش از گذشته شاهد بي‌قانوني‌ها از سوي دست‌اندركاران امور هستيم. بايد قاطعانه مانع ادامه اين روند شد و مجددا مسير را به سوي حاكميت قانون تغيير داد و از اين حيث حقوق عامه و به ويژه حقوق شهروندي را احيا كرد.

گرچه احياي حاكميت قانون و حقوق شهروندي گام اول در تحقق اين شعار است، اما لزوما كافي نيست بلكه بايد به بسط اين حقوق نيز اهتمام ورزيد و شيوه‌هاي مناسب را براي اجراي آن آزمود بنابراين آنچه را در احيا و بسط حقوق شهروندي در نظر دارم در ادامه تقديم مي‌كنم، گرچه تمامي آنها به موارد زير محدود نخواهد شد.

در زمينه حقوق سياسي بيش از هر چيز بر مخالفت ديرينه خود بر حذف گرايش‌هاي مختلف از حق انتخاب شدن در قالب نظارت استصوابي تاكيد خواهم كرد، ادامه اين روند براي بقاي انقلاب و نظام اسلامي بسيار خطرناك است.

كاري كه بارها و بارها از سال 1370 تا كنون در نزديك به دو دهه بر آن تاكيد فراوان داشته‌ام. در اين زمينه فراهم كردن شرايط براي نظارت مردم بر انتخابات و سلامت آن نيز در دستور قرار خواهد داشت.

حمايت از نهادهاي غيرحكومتي، نظارت بر انتخابات و نهادينه كردن اينگونه نهادها جزو سياست‌هاي من خواهد بود. سلامت انتخابات و نظارت بر آن بايد چندان قوي باشد كه كسي از مجريان انتخابات از نظارت‌هاي بين‌المللي بر آن بيمي نداشته باشد.

- حقوق سياسي فقط محدود به انتخاب شدن نيست بلكه دسترسي آزاد به اطلاعات و آزادي بيان نيز جزو لازم و لاينفك اين حقوق است. متاسفانه در گذشته در برابر خواست من براي راه‌اندازي شبكه‌اي ماهواره‌اي مخالفت غيرقانوني شد و اينك روشن شده است كه مردم را نمي‌توان از دسترسي به اين شبكه‌ها محروم كرد و لذا وضعيت جاري به‌عنوان يك خطر براي سلامت اطلاع‌رساني تلقي شده است، از اين رو معتقدم كه تمامي نيروهايي كه در چارچوب قانون فعاليت مي‌كنند و قصد خدمت به جامعه را دارند، بايد بتوانند آزادانه به رسانه‌هاي خاص خود دسترسي داشته باشند و نيز بايد شرايط رقابتي را براي رسانه‌هاي ديداري، شنيداري و مكتوب فراهم كرد تا با خارج شدن از انحصار موجود، به پويايي و تحرك رسانه‌اي كمك شود. اين انحصار، يكي از خطرناك‌ترين عواملي است كه ثبات سياسي كشور را در بلندمدت و در مواقع بحراني تهديد مي‌كند.

- حقوق اقوام و گروه‌هاي مختلف زباني و مذهبي بايد رعايت گردد كماكان اصل 15 قانون اساسي به اجرا درنيامده است كه نه‌تنها عدم اجراي آن خلاف قانون است، بلكه به معناي دقيق نافي وحدت ملي نيز هست. وحدت ملي از طريق يكسان‌سازي محقق نمي‌شود، بلكه از طريق پذيرش و احترام به تفاوت‌ها در ذيل اشتراكات ملي صورت مي‌گيرد بنابراين اصول معطل مانده قانون اساسي را اجرا خواهيم كرد.

- تمركز اداري در مركز يكي از موانع اصلي و عمده در راه پيشرفت و توسعه و نيز مشاركت آحاد مردم در سرنوشت و توسعه منطقه و محل سكونت خود بوده است. انتقال بسياري از وظايف و اختيارات مركز به مناطق و استان‌ها از طريق احياي شوراهاي استاني و تجديدنظر در اختيارات اين شوراها از خلال بازنگري در قانون اساسي جهت‌گيري مرا در اين عرصه از حقوق شهروندي نشان مي‌دهد. در همين زمينه سهم اقليت‌هاي مختلف در مديريت امور را افزايش خواهم داد.

- رعايت بسياري از حقوق بديهي شهروندان از جمله حق آموزش براي همه و جلوگيري از محروم كردن جوانان از تحصيل و ستاره‌دار كردن آنان با توجيهات واهي جزو سياست‌هاي قطعي من در احيا و بسط حقوق شهروندي خواهد بود. حذف گزينش و سهميه‌بندي‌هاي ناعادلانه جنسيتي و 40درصدي و امثالهم در ورود به دانشگاه‌ها و سياست‌هاي غلط و ناعادلانه‌اي چون بومي‌گزيني و نيز بازنشسته كردن اجباري اساتيد باتجربه و برچيدن ترس و هراس از حراست‌ها و دانشگاه‌ها از پايه‌هاي عدالت آموزشي در نگاه من است.

- درخواست به روز كردن قوانين خانواده، حقوق زنان، قانون مجازات و حتي بخش‌هايي از قانون مدني از طريق ارائه لايحه و هماهنگي با قوه قضائيه به نحوي كه اين قوانين را متناسب با نيازهاي رو به رشد جامعه در حال تحول ما نمايد، محور بعدي اين شعار كليدي است. نگاه نابرابر نسبت به جايگاه و حقوق زنان و از آن بدتر اجراي ناعادلانه و غيرمتوازن اين حقوق نقيصه جدي است كه عموم صاحبنظران به اين وضعيت انتقاد دارند.

- نقد و مخالفت موثر با رفتارهاي غيرقانوني به‌ويژه در مراحل اوليه دادرسي از قبيل رفتار در بازداشتگاه‌ها، عدم رعايت حقوق زندانيان و متهمان و حتي مجرمان و نيز منع دخالت در زندگي شخصي مردم، بيش از گذشته مورد اهتمام خواهد بود. همچنين بازنگري در قانون مجازات و كاستن از اعدام‌هاي غيرضرور به‌ويژه درباره كودكان را دنبال خواهم كرد.

 - نگاه جاري به محدود كردن دسترسي آزاد به اطلاعات از طريق اينترنت و محدود نمودن شرايط براي استفاده از آن، (از جمله اعمال محدوديت در سرعت و پهناي باند و نيز انحصار در عرضه آن و در نتيجه افزايش قيمت) مقاومت بيهوده و ضررآفريني است كه در دولت آينده نقشي نخواهد داشت. جامعه ما، جامعه بانشاطي است كه بيشترين وبلاگ‌نويسان را دارد. اين جامعه شايسته آن نيست كه با چنين محدوديت‌هايي مواجه گردد. همچنين محدوديت‌هاي اعمال‌شده سال‌هاي اخير در حوزه چاپ و نشر كتاب هيچ كمكي به بهبود امور نمي‌كند، سهل است كه آثار منفي آن بيشتر هم شده است. متاسفانه طي سال‌هاي اخير مميزي نه تنها محدود نشده كه به تئاتر، فيلم و ديگر فعاليت‌هاي هنري و ‌آفرينشي نيز به صورت نامتناسبي سرايت كرده است و از همه بدتر اينكه دستورالعمل‌هاي فراقانوني براي مطبوعات صادر شده است كه بايد لغو و متوقف شود.

معتقدم كه تقويت نظارت‌هاي اجتماعي به عنوان يك حق شهروندي در كنار حمايت و تسهيل نظارت دستگاه‌هاي قضايي و تقنيني بر امور اجرايي كشور راه را بر انواع و اقسام تخلفات و فسادها خواهد بست لذا در اين مسير تلاش خواهم كرد.

همان‌طور كه شخصا نيز به تاسيس حزب پرداخته‌ام، ايجاد و تقويت اينگونه نهادها را به عنوان يك حق شهروندي سرلوحه سياست‌هاي خود قرار داده و با حمايت از تكثر و تقويت احزاب، انجمن‌ها و گروه‌هاي سياسي، كارگري، دانشجويي و... به بسط اين حق كمك خواهم كرد. ايجاد تشكل‌هاي كارگري، كارفرمايي، صنفي و مستقل و نيز تشكيلات پزشكي، وكلا، روزنامه‌نگاران و هنرمندان و حضور آنها در تصميم‌سازي و مشاركت آنها در امور مربوط به خود، حق مسلم آحاد مردم است كه بايد مورد توجه قرار گيرد و موانع پيش روي آنان برداشته شود. بايد حق مردم را با انتقال تصميم‌سازي به آنها از طريق كوچك كردن دولت كاملا رعايت كرد.

بخشي از اين اصلاحات حقوقي را مي‌توان از طريق مجاري عادي مثل مجلس و دولت انجام داد اما بخشي نيز از خلال تقاضا براي اصلاح قانون اساسي انجام‌شدني است، از جمله افزايش اختيارات شوراها و شوراهاي استاني، تغيير در اصل 44، افزايش برخي ايده‌ها و حقوق و تصريح آنها از جمله در زمينه محيط‌زيست و برخي تداخل اختيارات و نيز لغو انحصارات مختلف از جمله انحصار رسانه‌اي موضوعاتي است كه مي‌تواند براي اصلاح قانون اساسي پيشنهاد گردد. قانون اساسي در يك دهه بعد از انقلاب اصلاح شد و امروز با گذشت دو دهه از اين اصلاح بيش از پيش شايسته و ضروري است كه براي به روز كردن آن متناسب با نيازهاي زمان و نيز رفع نارسايي‌هاي آن اقدام شود.

در زمينه حاكميت قانون بايد به دخل و خرج دولت و درآمدهاي عمومي به ويژه درآمدهاي نفتي و نحوه هزينه كردن آن و حقوق اداري بيش از پيش حساس بود و انضباط لازم را اعمال كرد.

من در تشكيل نهادي براي پيگيري اجراي قانون اساسي براساس وظيفه‌اي كه قانون اساسي براي رئيس جمهور قرار داده است ترديد نخواهم كرد. همچنين زاويه ديد خود را در زمينه حقوق بشر نيز را جداگانه تقديم خواهم كرد.

تصور مي‌كنم كه با انجام سه شعار محوري بيان شده از سوي اينجانب، شامل «احياي برنامه‌ريزي»، «مردمي كردن درآمدهاي نفتي» و «احيا و بسط حقوق شهروندي» قادر خواهيم بود آينده‌اي بهتر را براي ايران و ملت عزيز خود رقم بزنيم

 

 

+ نوشته شده توسط حجت بختیاری در نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:14 |
احتمالا همه خبر کناره گیری خاتمی رو شنیدیم.

 نمیدونم چرا  و به چه حکمی خاتمی جواب خواسته این همه مشتاقو نداد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 اینکه در اوج محبوبیت باشی، نزدیک به یک سال به طور مداوم دعوت‌های مردمی را برای حضور در انتخابات شاهد باشی، استقبال‌های به یاد ماندنی از تو صورت بگیرد، حمایت سفت و سخت احزاب و تشکل‌ها را ببینی، اعلام حمایت‌های صریح چهره‌های دینی و شخصیت‌های سیاسی مطرح کشور را بشنوی، و با بهانه اخلاق کنار بکشی کم لطفی در حق این همه تلاشگر است.

+ نوشته شده توسط حجت بختیاری در بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 18:14 |
چند وقتي رفتم تو ستاد خاتمي اگه خواستيد به http://gozaarbeazadi.blogfa.com/يه سر  بزنيد

 

 

 

+ نوشته شده توسط حجت بختیاری در هفدهم اسفند 1387 و ساعت 14:51 |
 بیاییم امروز به خود نزدیک تر شویم.


تعجب مکن مگر چقدر میتوان خود را فریب داد.

در کناره های دوزخ خانه بسازیم و خود را در بهشت ببینیم!


هر روز در امواج قهقهه دست و پا بزنیم و ریا کارانه اشک ها را مدح کنیم.


رودها را مچاله کنیم و در سطل زباله بریزیم و بعد با دریا دست دهیم!


جنگل ها را بشکنیم و به همه بگوییم سبز باشیم.

+ نوشته شده توسط حجت بختیاری در بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 15:29 |

دیروز محمد خاتمی رسما اعلام آمادگي كرد  برای حضور پر شور در  انتخابات ریاست  جمهوری

خيلي ها   تو دانشگاه خوشحال بودند كه بعد از اين همه انتظار اون چيزي كه ميخواستند به وقوع پيوست. فقط به خاطر اينكه از اين مردابي كه احمدي ن‍‍ژاد براشون  ايجاد كرده رهايي پيدا كنند.

منم بيصبرانه منتظر بودم خاتمي بياد ولي بعد از اومدنش زياد خوشحال نشدم. خاتمي اومد حالا بايد ببينيم برنامش چي؟ چه كارايي ميخواد انجام بده؟ آيا واقعا ميتونه خواسته هاي عام مردم و قشر دانشجو را براورده كنه؟ ما 8 سال دوران خاتميو ديديم چكار برامون كرد يه سري اصلاحات روبنايي و بي پايه و اساس آيا دردي ازاين همه ناعلاجيمون دوا ميكنه؟  آيا رفرمي كه خاتمي ازش دم ميزد همون آزادي دختر و پسر بود تو خيابون يا قتلاي زنجيره اي 76 !!! . يا اينكه از پنجره پرت كردن دانشجو هاي دانشگاه تهران تو واقعه ي كوي دانشگاه!!!؟ .

اين بود دوران اصلاحات ديديم.  نظرم اينه ما از خاتمي يه بت ساختيم چون اولين كسي بود دم از آزادي زد. اولين كسي بود واژه رفرمو تو مملكت رواج داد ولي هنوز به اين فكر نكرديم كه اين مرد از بطن حكومت اومده رفرمي كه ما دم از اون ميزنيم اصلا باور نداره.با اين اوصاف من بازم به خاتمي راي ميدم چون

تو انتخاب بين بد و بدتر هميشه بهتر كه ما همون بدو انتخاب كنيم.

+ نوشته شده توسط حجت بختیاری در بیست و یکم بهمن 1387 و ساعت 14:58 |

یه سری دونستنا و ندونستنا هست تو ذهن خیلی ها مییاد میره. یا به جواب میرسند یا نمیرسند.  یا میرند دنبالش یا نمیرند خیلی ها نمیرند چون اگه برند زبون سرخشون، سر سبزشونو میده به با د؛ ولی اونایی که میرند باز بیخیالند چون پیه همه چیو به تنشون مالیدند خیلی ها مثل ما نمیدونند و میدونند که نمیدونند ولی اگه بخواند حرفی بزنند اون دونستناشونم  سر سبزشونو داده به باد

حالا منم میخوام یکم از چیزایی که نیمدونم براتون بگم تا شاید بتونید کمکم کنید.

ما میدونیم اسراییل چرا به غزه حمله کرد ولی نمیدونیم چرا تلویزیون ایران فقط کشته های غزه رو نشون میده؟!!! .

 ما میدونیم اسراییل تا حالا حدود 2000 نفر از مردم غزه رو شهید کرده ولی نمیدونیم تو شهرکای اسراییل چند نفر به هلاکت رسیدند؟!!! .

ما میدونیم  چرا تلویزییون ایران شب و روز هواپیما های جنگنده اسراییلو بر فراز مردم بی گناه غزه نشون میده ولی نمیدونیم چرا هیچ حرفی از موشکای فلسطین به سمت شهرک های مسکونی اسراییل نیست؟!!! .

ما میدونیم باید به برادرای مسلمونمون تو فلسطین و لبنان کمک نقدی کنیم ولی نمیدونیم چه فکری به حال بیش از 80 درصد از مردمی که تو کشور خودمون  زیر خط فقرند کنیم؟!!! .

 ما میدونیم ارتجاع یعنی چی. ولی نمیدونیم چرا ایران از حزب اله و حماس حمایت میکنه؟!!! .

ما میدونیم احمدی نژاد عدالت و آزادیو برامون به ارمقان آورد ولی نمیدونیم چه سنخیتی بین زندان و فعالین مدنی وجود داره؟!!! .

ما میدونیم کتیبه حقوق بشر کورش کبیر تو سازمان ملل ولی نمیدونیم چرا تابلو دفتر شیرین عبادیو پایین کشیدند؟!!! .

ما میدونیم تو آمریکا آزادی نیست ولی نمیدونیم چرا احمدی نژاد تو مصاحبش با برنامه تلویزیونی دم از آزادی مطلق تو ایران میزنه؟!!! .

ما میدونیم تو ایران آزادی مطلق وجود داره ولی نمیدونیم چرا مقام معظم رهبری با اعلام آمادگی کردن بعضی کاندیداها برای انتخابات ریاست جمهوری ابراز نا خرسندی میکنند؟!!! .

ما میدونیم آزادی مطبوعات به غیر از ایران تو هیچ جای دنیا وجود نداره ولی نمیدونیم چرا کارگزاران، شرق، هم میهن و نشریه شهروند امروز توقیف شدند؟!!! .

ما میدونیم دولت احمدی نژاد انتقاد پذیره و نقد و مخالفتو سر لوحه کاراش قرار داده ولی نمیدونیم چرا 32 نفر از اعضای انجمن اسلامی شیراز دستگیر شدند؟!!! .

ما میدونیم هدف اصلی دانشجو درس خوندنه ولی نمیدونیم چرا از امتحان دادن محمد صیادی دبیر واحد سیاسی انجمن اسلامی همدان ممانعت کردند؟!!! .

ما میدونیم دانشگاه مبدا تحولاته ولی نمیدونیم تحول یعنی چی ؟؟؟؟؟   6 سال و 6 ماه زندان!!!!! .

ما میدونیم زندان برای کسانیه که شرافت انسانیشونو  زیر پا گذاشتند ولی نمیدونیم چرا انسان های شریف میرند زندان؟!!! .

ما میدونیم حق فرزندان شاهد و جانباز که سهمیه دانشگاه داشته باشند ولی نمیدونیم بسیجی ها چه حقی گردن ما دارند که سهمیه 40 درصدی ورود به دانشگاه به اونا میدند؟!!! .

در آخر ما میدونیم که نباید بدونیم ولی نمیدونم چرا خودمونو اذیت میکنیم و چیزایی که به ما ربطی نداره رو میدونیم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! .

 

+ نوشته شده توسط حجت بختیاری در یازدهم بهمن 1387 و ساعت 12:57 |
www.petitiononline.com/sayadi/petition.html

 

+ نوشته شده توسط حجت بختیاری در نهم بهمن 1387 و ساعت 12:45 |

 

آري اين است دموكراسي !!!.

 اين است آزادي!!! .

 به چه جرمي به چه اتهامي؟؟؟

 آيا حرف محمد جز آزادي خواهي و برابري طلبي بود؟؟؟

 با كدامين چشم بگرييم؟ آيا گريستن مرهميست بر درد اين مرد؟؟؟

چگونه  ميتوان در ذهن خود اين بي عدالتي را تجسم كرد؟

به جه جرات ميتوان خانواده اي را از داشتن فرزند به مدت 6.5 سال محروم كرد؟؟؟

چه كسي اجازه چنين كاري را ميدهد؟؟؟

كجايند انان كه دم از آزادي مطلق ميزنند؟؟؟

 كجايند بنياد گراياني  كه ظلم را  نكوهش ميكنند؟؟؟

به خيال خود محمد را مبحوس  كرده ايد  با  انديشه او را چه ميكنيد؟؟؟

 

+ نوشته شده توسط حجت بختیاری در دوم بهمن 1387 و ساعت 20:19 |


Powered By
BLOGFA.COM